تبليغاتX
آزادانه
افکار خودم(آزادانه در مورد همه چیز: زندگی روزانه,سیاسی,اجتماعی و ...)

بسم الله

هواداران میرحسین موسوی یا همان جنبش سبز با توجه به فرا رسیدن ماه محرم تنش ها و آشوب های خود را با قیام عاشوراییان مقایسه می کنند. در حالی که این دو تفاوت هایی با هم دارند.

1-قیام امام حسین (ع) حرکتی آگاهانه و از روی هدف بود.__ولی جنبش سبز هنوز در میان حامیان خود به هدف واحدی نرسیده. عده ای سلطنت طلب دنبال حذف جمهوری هستند. عده ای هم به دنبال حکومتی سکولار هستند و حذف اسلام رو می خوان. بعضی هم برای بازی به میدان اومدن و هدف خاصی از مبارزه با نظام ندارند.

2-آغاز حکومت یزید با کنار زدن پوسته فرهنگ درست اسلامی بود و امام حسین (ع) برای احیای دین نبوی و زنده کردن اسلام دست به قیام زدند__اما جنبش سبز حتی در کلام و گفتار به طور ظاهری هم نمی خواد رغبتی به اسلام نشون بده. در شعارهای خودشون هم اسلام رو حذف می کنند مثل شعار"جمهوری ایرانی" که اسلام از اون حذف شده.

3-یکی دیگر از دلایل قیام عاشوراییان منحرف کردن و تحریفات در عقاید عامه مردم توسط امویان بود__ اما جنبش سبز و حامیانش در خارج از کشور با سیاست "تفرقه بیانداز و حکومت کن" و انحراف عده ای در داخل کشور راه امویان را پیش گرفتند.

4-حماسه عاشورا حماسه ای مقدس بود با شهیدان از خود گذشته. حماسه مقدس حماسه ای است که در آن کسی روحش برای خود موج نمی زند و فقط برای نژاد و ملت خود تلاش نمی کند و چیزی جز حق و حقیقت نمی بیند__ اما ما در طرف مقابل این ویژگی ها رو نمی بینیم که آن را مقدس کند. آن ها شعار "نه غزه, نه لبنان" می دهند یعنی برای هیچ ملت مظلومی اگر از نژاد خودشان نباشد هیچ احترامی و اهمیتی قائل نیستند. حتی با شهید سازی سعی در بوجود آوردن حماسه ای مقدس داشتند اما موفق نشدند.

به برخی از تفاوت های این دو حرکت فقط اشاره ای کوتاه کردم.

اما موضوع دیگری هم اینجا مطرح است. میرحسین موسوی اعتقاد دارد چون نخست وزیر امام بوده پس راهش راه امام و درست است.

جناب موسوی در واقعه عاشورا افرادی بودند که خود رو یار پیامبر می دونستند و در کنار امام علی (ع) بودند ولی عاشورا در مقابل امام حسین (ع) قرار گرفتند و امام رو متهم به انحراف از دین اسلام می کردند.

جنبش سبز دعا برای فرج امام زمان(عج) می کند تا  اون ها رو از ظلم نجات بده.

ولی یادمون باشه مردم کوفه هم این چنین دعوتی را از امام زمان خودشون داشتند و با سفیر امامشون و بعد با خود امامشون که دعوتش کرده بودند چه کردند.

بیایم و ما این گونه نباشیم و ولی فقیه و نایب امام زمانمون رو تنها نزاریم.

...............................................................................................

عبرت های عاشورا در کلام حضرت آیت الله خامنه ای :

عاشورا درس می دهد که برای حفظ دین باید فداکاری کرد. درس می دهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت.
درس می دهد که در ماجـــرای دفــــــــاع از دیـــــن، از همه چیز بیشتر،برای انسان، بــصــیــرت لازم است.
بی بـصیرت ها فریـب مــی خــورنـد ... بی بصیرت ها در جبهه باطل قرار میگیرند؛ بدون اینکه خود بدانند !


این یکی هم سیاسی شد. البته به اجبار.

کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم         تا ابد در دل خود شور محرم دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 17:3  توسط میلاد  | 

بسم الله

16 آذر امسال متفاوت و میشه گفت پر برکت تر از سال های گذشته بود. امسال دانشجویان بسیجی با صدایی بلندتر و بهتر تنفر خود رو از استکبار و عوامل آن فریاد زدند.

اما امسال عده ای دیگر هم حضور داشتند. همان هایی که رهبرشان خود رو نخست وزیر امام می داند, همان هایی که می خواستند راه امام رو زنده کنند, ادعای تبعیت از قانون داشتند و به دنبال آزادی بودند.

ولی کدام نخست وزیر امام, نخست وزیری که هوادارانش عکس امام رو پاره می کنند و به بنیانگذار انقلاب توهین می کنند. چه راه امامی, آیا این امام همانی نیست که گفت" پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیب نرسد" ؟ همان امامی نیست که گفت" جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه بیشتر یا کمتر" ؟ ولی این راهی که ما از این دوستان می بینیم توهین به اصل ولایت فقیه و رهبری انقلاب است و شعار جمهوری ایرانی از آن ها می شنویم. تبعیت از قانون هم که دیگه جای صحبت نداره چون از آن ها دیده نشده.

حرف از آزادی می زنند, آیا تا به حال به معنای آن فکر کرده اند؟ یا آزادی را این می دانند که هر کس هر کاری خواست انجام دهد یا هر حرفی خواست بزند؟ این می شود هرج و مرج نه آزادی.

بعضی از دوستان حاضرند که برای آزادی خودشان حقوق دیگران رو زیر پا بگذارند که این آزادی نیست.

دیگه نباید گذاشت عده ای به بهانه آزادی حقوق دیگران را نادیده بگیرند و به اعتقادات آن ها توهین کنند. روزی به بهانه آزادی(وقتی قدرت دستشان بود) به قرآن و عصمت معصومین ما توهین کردند. حالا چه انتظاری از کسانی که به قرآن و معصومین توهین می کنند دارید که به امام خمینی(ره) که پیرو راه همان قرآن و معصومین است توهین نکنند. جالب اینجاست که بعد هم ادعای پیروی از خط امام می کنند.

صحبتی با این دوستدارن ظاهری امام و انقلاب:چرا با لباس دین, انقلاب و خط امام جلو می آیید و بعد عکس آن ها عمل می کنید؟

طرف اسم خودش رو گذاشته نخست وزیر امام و پیرو خط امام ولی هیچ اعتقادی نه به امام و نه به راه ایشان داره.

یا توی دانشگاه اسم خودشون رو گذاشتند انجمن اسلامی ولی همان شعار جمهوری ایرانی و حکومت سکولار رو سر می دند یا در مقالات خود نه تنها به امام بلکه به دین و اعتقادات اسلامی این مردم حمله و توهین می کنند.(آخرش هم میگن آزادی بیان نداریم)

دیگه سنگ انقلاب و امام رو به سینه زدن کافیه وجدان داشته باشید و خودتون باشید.

........... .......... .......... ........ ......... .......... .......... .........

{میر حسین موسوی: پاره کردن عکس امام(ره) اقدامی مشکوک و ضدانقلابی است}

جناب موسوی مگه شما نبودی می گفتی مردم به هر نحوی اعتراض خودشون رو نشون بدن.

 

{کروبی:فیلم پاره کردن عکس امام مونتاژ است!}

این هم اظهار نظر شیخ. شیخ عزیز کار صدا و سیما مونتاژ بود اون عکس هایی رو که مردم به چشم خودشون می دیدند پاره میشه هم مونتاژ بود؟


اولین بار بود توی این وبلاگ به این شیوه نوشتم یه جورایی مقاله گونه شد. خودم وقتی با این شیوه می نویسم فکر می کنم خوب نمیشه برای همین زیاد این طور نوشتن رو دوست ندارم.

راستی آقای هاشمی هم به همراه دخترشون(فائزه) یه جورایی دوباره به مواضع قبلی خودشون برگشتند. ما که سر از کار این خانواده در نیاوردیم دوستان اگه چیزی دسگیرشون شد به ما هم بگن.

دستگیری آقا یا خانم مجید توکلی هم جالب بود. مجید توکلی همان نویسنده مقالاتی مثل "هیچ کس مقدس نیست" هستش.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 14:40  توسط میلاد  | 

بسم الله

یه معرفی مختصر از 16 آذر سال 32:

حضور نیکسون معاون رئیس جمهور وقت امریکا در ایران برای محکمتر کردن جای پای امریکا در این کشور.

 بعد از کودتای 28 مرداد در اون سال این حضور مداخله جویانه نیکسون در ایران مورد قضاوت افکار عمومی قرار گرفت. قشر دانشجو به عنوان قشر تحصیل کرده و روشنفکر جامعه شروع کرد به اعتراض که در جریان اون اعتراض ها سه تن از دانشجویان مخالف به حضور بیگانه در کشور به شهادت رسیدند.

حالا کم کم داریم می رسیم به 16 آذر امسال.

نمی دونم چرا این جنبش سبز اموی هنوز از حرکت مخالف مردم عبرت نگرفته. اون از روز قدس که درست خلاف ماهیت این روز حرکت کردند. اونم از 13 آبان که اصلا نتونستند حرکتی بکنند که بخوایم در موردش صحبت کنیم. برای این دو روز هم کلی تبلیغ کردند که می خوایم این روزها رو سبز کنیم(از نوع اموی) که دیدیم... بعد از فردای اون روزها به خودشون کلی تبریک و آفرین گفتند و به قولی برای خودشون نوشابه باز کردند که "ما بیشمار بودیم" "همه جا رو سبز کردیم" و از این حرف ها حالا معلوم نیست که چرا رهبرانشون(موسوی و کروبی) حتی نتونستند بین این جمعیت بیشمار لحظه ای بمونند و سریع رفتند. چون ما منتظر سخنرانی این دوستان میان طرفداران بیشمارشون بودیم.

حالا نوبت رسید به 16 آذر. در سال 32 یه عده دانشجویی که متنفر از حضور مداخله جویانه بیگانه در کشورشون بودند شروع به اعتراض کردند. و حالا این سبز اموی ها دقیقا برعکس عمل می کنند. اونا حاضرند انتخابات داخل کشورشون رو هم بدن بیگانه برگزار کنه. شعار بیگانه و دشمن شاد کن هم که میدن. الآن هم کلی دارند تبلیغ می کنند که 16 آذر رو هم سبز می کنیم(بعد از 16 آذر هم حتما می گن ما بیشمار بودیم, آی کشتند,بردند,تجاوز کردند و ...) بابا یه کم از روز قدس و 13 آبان عبرت بگیرید و در کنار مردم باشید نه در مقابل.

16 آذر هم خودش سبز هست اونم سبزی علوی نمی خواد شما زحمت بکشید و سبزش کنید.


به جان خودم زیاد دوست ندارم سیاسی بنویسم ولی...

یه جورایی بد جوری حالم گرفته هستش.

می زنه قلبم......داره میاد دوباره باز بوی محرم

بازم میاد بوی عزا بوی مه غم حسین     سینه زنا آماده شین برا محرم حسین

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 15:14  توسط میلاد  | 



بسم الله

وقتی آیت الله جنتی گفتند: "عده ای می خواهند( روز 13 آبان) ماهیت آمریكایی, اسرائیلی خود را نشان دهند." پر بی راه نگفتند. مطالب زیر رو که از این وبلاگ سبز نقل شده رو بخونید.

وبلاگ سبز: "ما ایرانی ها نشان داده ایم آنچه را طی ۵۸ سال به سبب کودتای آمریکایی ها بر

 ما گذشت نتوانسته ایم به راحتی فراموش کنیم. چرا که در این ۵۸ سال لااقل

 سه نسل از ایرانی ها به جای تجربه دمکراسی و آزادی در گیر تبعات استبدادی

 آن کودتا در دوران شاه و عکس العمل به آن کودتا در پس از انقلاب بوده اند. اما

اکنون پس از تجربه ای دردناک و در عین حال آموزنده به آن جا رسیده ایم که

بتوانیم آمریکا را ببخشیم."

کودتا و توطئه های امریکا رو شما(سبزها) فراموش کردید حالا شاید به راحتی نتونستید ولی فراموش کردید در صورتی که ما هنوز به سبب عدم تغییر برخوردهای امریکا با جمهوری اسلامی ایران فراموش نکردیم و دقیقا همون تجربه ای که شما میگید دردناک و در عین حال آموزنده  به ما اجازه بخشیدن امریکا رو نمیده.

وبلاگ سبز:"از سویی درک می کنیم که حمله به سفارت امریکا و گروگانگیری کارمندان آن از

سوی جوانان انقلابی ، آمریکاییها را عمیقا رنجانده است و فراموش کردن آن

برای آنها بسیار دشوار است ،

امیدواریم که آمریکا نیز ما را ببخشد ."

 این تیکه من رو یاد نظر یکی از دوستانم انداخت. این نظر: "ای تندرو بسیجی ریشوی قوی هیکل تا کی می‌خواهی به راه کجت ادامه دهی این راه تو به بیراهه می‌رود تو با این راهی که در پیش گرفتی هرگز نخواهی توانست که موجبات خوشنودی ارباب عالم حضرت اوباما رو کسب کنی هرگز امید نداشته باش که به گوشه‌ای از بهشت لاس‌وگاس دست پیدا کنی اوصیکم بالخضراء"

مردم جمهوری اسلامی ایران که نیازی به بخششه امریکا ندارند. ولی ما دعا می کنیم که امریکا شما سبزها رو ببخشه.

وبلاگ سبز: "ما پیشنهاد می کنیم روز ۱۳ آبان را به عنوان روز دوستی ملت های ایران و آمریکا

اعلام کنیم."

  بهم حق بدید این تیکه دیگه خیلی خنده داشت .

ملت ایران زیاد گفتند که با مردم امریکا مشکل ندارند . مشکل ما با سیاست های دولت امریکا هستش.

این است که آیت الله جنتی میگه: "این افراد حتی ممکن است شعار «زنده باد آمریکا» را نیز در این روز   (13 آبان) سر دهند."


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(علیه السلام), ایها الساکن بارض طوس.

13 آبان روز مبارزه با استکبار یادتون نره.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 12:59  توسط میلاد  | 

بسم الله

اول از همه بگم که 13 آبان چه روزی هستش:

سيزدهم آبان سالگرد سه رويداد مهم در تاريخ ايران است تبعيد امام خميني به تركيه در 13 آبان 1343، كشتار دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در و تسخير لانه جاسوسی امريكا در 13 آبان 1358، این سه رویداد در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند. هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن است و به همين دليل اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده مي‌شود.

دیگه فکر نکنم بیشتر از این توضیح بخواد چون سیزده آبان روز ناآشنایی نیست. سیزده آبان مثل روز قدس روز بزرگی هست. ای بابا گفتم روزقدس...هنوز یادم نرفته که سبزها قصد تخریب این روز بزرگ رو داشتند. روزی که برای حمایت از مظلومین جهان پایه گذاری شد ولی در شعار عده ای این حمایت از مظلوم تبدیل شده بود به حمایت از ظالم.

خدا رو شکر با یاری خدا و هوشیاری مردم اون روز سبزها به خواسته خودشون نرسیدن. حالا نوبت رسیده به سیزده آبان و این روز رو هدف تخریب قرار دادن و دارن تبلیغات گسترده ای هم می کنند.

دوست داران انقلاب باید مانند روز قدس جلو تخریب این روز بزرگ توسط سبزها رو بگیرند.

وقتی این حرف رو به یکی از دوستان گفتم. اون به من گفت:"ما نباید مقابل اونا قرار بگیریم و ضد شعارهای اونا شعار بدیم چون در انتها به درگیری کشیده می شه و این موضوع به نفع اوناست"

ولی من بهش گفتم:"با جلوگیری از درگیری موافقم ولی با این که ما عقب بکشیم و این روز(سیزده آبان) رو دو دستی تقدیم سبزها بکنیم نه. کسانی مثل ما که خودمون رو دوستدار انقلاب و ولایت فقیه میدونیم نباید میدون رو خالی کنیم تا سبزها فکر کنند که هیچ کسی نیست تا جلوشون رو بگیره و هر کاری خواستند بکنند"

اگر ما میدون رو خالی کنیم می شه داستان قبل از انتخابات و تبلیغات خیابونی. وقتی به بعضی می گفتم بریم برای تبلیغات خیابونی اونا می گفتند که لازم نیست. سبزها هم توهم زدند که مردمی که می خوان رای بدن فقط همون هایی هستند که توی خیابون رقاصی راه انداختند و با همین طرز فکر اعتقاد پیدا کردند که بیشترند.

یا مثلا داستان دانشگاه تهران مرکز که توی دو تجمع اول سبزها عده ای میدون رو خالی گذاشتند و سبزها هر کاری می خواستند کردند. حالا باز خدا رو شکر چند تا با غیرت پیدا شد که بخوان توی تجمع سوم جلوی سبزها قرار بگیرند.

سیزده آبان هم باید روز جالبی بشه.

 

سبزها بدانند که من و بعضی دوستانم سیزده آبان حضور خواهیم داشت و نخواهیم گذاشت هر کاری خواستند بکنند.(این یه تیکه آخر رو با ژست دکتر احمدی نژاد بخونید)


شهادت سردار نور علی شوشتری و شهداء حادثه سیستان و بلوچستان رو هم به همه تسلیت میگم.

امیدوارم سیزده آبان هم تیر سبزها به سنگ بخوره.

کلیک کنید و ببینید که چوب خدا....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 17:49  توسط میلاد  | 

بسم الله

"خاطراتی جالب(باعث تاسف) از روز قدس, سال 88"

جمعه, 27 شهریور روز قدس بود.

امسال روز قدس تفاوت جالبی با سال های قبل داشت. موضوع جالب یا شاید هم بشه گفت دردناک امسال این بود که, تا به امسال روز قدس روزی بود که ما همیشه شعارهای مخالفان اسرائیل ظالم و فاسد رو می شنیدیم ولی امسال شعارهای دیگه ای هم شنیده شد. شعارهایی که نه تنها بر ضد اسرائیل نبود بلکه اون رو خوشحال هم کرد.

جالب تر اینکه هواداران کسی این حمایت همه جانبه رو از اسرائیل می کردند که ادعای پیروی از خط امام می کنه. اونم با شعار "جمهوری ایرانی". ولی من هرچی فکر می کنم می بینم امام گفتند: "جمهوری اسلامی ایران" نه یک کلمه کمتر یا بیشتر. یا مثلا شعار "نه غزه, نه لبنان, حنجره من فدای اسرائیل" خیلی جالب بود. البته عزیزان سبز شعارها و کارهای جالب دیگه ای هم کردند که من به بعضی از اونا فقط اشاره می کنم.

یه چیز جالب دیگه اینکه اون روز مردم مقابل مردم(سبز) قرار گرفته بودند. تا قبل از شروع نماز سبزها از میدون ولیعصر نتونستند تکون بخورند چون مردم جلوی اونا رو گرفته بودند و جرات درگیری و شعار ضد ولایت فقیه رو نداشتند; چون می دونستند اگه درگیری شروع بشه کیا درگیری رو تمومش می کنند. ولی وقتی مردم رفتند برای نماز راه برای سبزها باز شد و حالا جرات کرده بودند برای در و دیوار و البته ماشین هایی که نمازگذارها رو اورده بود شعار بدن.

گفتم نماز یاد یه چیز جالب دیگه افتادم. وقتی خطبه های نماز داشت شروع می شد من و دوستان با گفتن "عجلو به صلاة" مردم رو به سمت نماز دعوت می کردیم که خودشون رو به نماز برسونند. بین سبزها هم این کار رو می کردیم ولی با استقبال جالبی که بهش میگن "ناسزا" یا "فحش" رو به رو شدیم.

کار جالب بعدی اینا واقعا جالب بود. داشتم توی ولیعصر می رفتم دیدم توی اون خیابونی که منتهی میشه به وزارت بازرگانی(اسمش رو نمیدونم)  سبزها دارن فرار می کنند, فکر کردم حتما یگانی چیزی دنبالشون کرده که 100 یا 200 نفری دارن فرار می کنند. رفتم ببینم چی شده که یه چیزی دیدم که خندم گرفت, حدود 20 تا بچه بسیجی دنبال اونا می کردند اونا هم مثل چی فرار می کردند. مثل اینکه اونا شعار چرت و پرت داده بودند که اون 20 تا رو عصبانی کرده بود. بعد ما که اومدیم خیابون رو بریم بالا دو, سه تا سبز اومدن جلو ما رو گرفتند کلی خواهش که آقا نرید بالا.

ولی خودمونیم ما هم تیپ ترسناکی زده بودیم چفیه رو انداخته بودیم گردنمون. یه تیپی زده بودیم که یه جورایی آره دیگه)


عزیزانی که برای خوشحالی اسرائیل شعار دادند خوشحال باشند چون اسرائیل حتما از اونا تشکر می کنه. البته هدیه اونا رو به بچه های غزه می ده. اسرائیل گلوله های قشنگی داره برای هدیه دادن.

ولی کلا این سبزها اومده بودند برای درگیری و آشوب که خدا رو شکر به هدفشون نرسیدن.

بسیجی تندروها هم اون روز خودشون رو خوب کنترل کردند. واقعا جای تحسین داره.

منم خوب خودم رو کنترل کردم. یه جاهایی داغ می کردم ولی یکی از دوستام جلوی منو می گرفت.

راستی ماه رمضان هم تموم شد. ولی خدا که فقط ماه رمضان نیست.(اینو برای خودم گفتم)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 13:10  توسط میلاد  | 

بسم الله

چرا بعضي نمي خوان به اعتقادات ديگران احترام بذارن؟

ما الآن توي ماه رمضان هستيم و غالبا مردم هم روزه هستند. توي پست قبلي به اين اشاره کرده بودم که برخي نه تنها روزه نمي گيرن بلکه به روزه دارها هم با رفتارشون دهن کجي مي کنند.

يکي که به آلمان, اسپانيا و هند سفر کرده بود داشت از احترامي که اونجا به مسلمون ها گذاشته مي شه براي ما تعريف مي کرد. مي گفت: توي هند درسته که اکثرا مسلمون نيستن ولي ماه رمضان تقريبا براي تمام هند هستش و غير مسلمون ها به احترام مسلون ها برخي کارها رو انجام نميدن.

حالا ما توي کشوري زندگي مي کنيم که اکثرا مسلمون هستند و همين هم وطن هاي مسلمون هستند که به روزه دارها بي احترامي مي کنند.

برخي خانم ها هم که لطف مي کنند و با وضعي وحشتناک  ميان توي خيابون. اين واقعا يه دهن کجي به ماه رمضان و امت روزه دار هستش.

يکي از دوستان مي گفت: "همين هايي که تو ميگي تيپي وحشتناک دارن خيلي هاشون روزه دارند. شايد ظاهر درستي نداشته باشند ولي دل پاکي دارند."

يکي ديگه مي گفت: "بعضي ها توي ماه رمضان به خاطر يه اپيدمي اجتماعي چون همه روزه هستند مي خوان از بقيه عقب نمونند روزه مي گيرند."

حالا من نمي خوام قضاوت کنم و حکم بدم که تمام بد حجاب هايي که روزه مي گيرند به خاطر اينه که از بقيه عقب نمونند و انشا الله که به گفته دوستمون دلي پاک دارند و کم کم اين دل پاک بر ظاهر اونا هم تاثير بذاره و ظاهر رو هم مثل دل پاک کنه.


من خودم هيچ اشکالي ندارم ها که به بقيه اشکال مي گيرم. يه وقت فکر بد در مورد من نکنيد ها. من فردي کامل و بدون اشکال هستم.

اين پست هم اشکال زياد داره چون يک ذره در حالت عصبانيت نوشته شده و شايد بعدا حذف کردمش.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 3:45  توسط میلاد  | 

بسم الله 

یک سال دیگه هم گذشت.

این یک سال برام یه عمر گذشت. چقدر دیر اومدی ولی باز خیلی خوشحالم که اومدی گناهام دیگه داشت وحشتناک زیاد می شد. این شیطون هم که دست از سر ما بر نمی داره. خوشحالم اومدی و سوغات برای من شب های قدر رو اوردی. خیلی دلم برای دعای سحر تنگ شده بود, ربنای افطار رو که دیگه نگو. اینم بگم که دلم برای زولبیا بامیه هم خیلی تنگ شده بود یکی از دوستام هم که اسم تو رو گذاشته ماه  زولبیا بامیه و در کل دلم خیلی برات تنگ شده بود ماه رمضون.

خدایا شکر دوباره به این مهمانی رسیدم.

این که میگن این ماه, ماه مهمانی خداست کاملا درسته و من کاملا بهش اعتقاد دارم. توی این ماه احساس نزدیکی بیشتری به خدا می کنم چون من توی این ماه دائم در حال عبادتم.(دائم خوابم)

توی این ماه اصلا نمی تونم توی شهر راحت برم. کسانی هستند که روزه نمی گیرند من اصلا کار به روزه نگرفتن اون ها ندارم شاید برای این کارشون دلیلی دارن ولی نمی دونم دقیقا همه میان جلو چشمای من آب, غذا یا چیزای دیگه تناول می کنند سیگاری های عزیز هم که دمشون گرم همچین دود رو میفرستند توی صورت آدم که نمیشه جا خالی داد. شاید هم اونا تقصیر ندارند من توی این ماه زیاد در پی خوراکی هستم و حساس می شم.


توی این ماه سعی کنید مناجات های حاج منصور ارضی رو از دست ندید.

از همین جا هم از تمام کسانی که از من رنجیدن می خوام به برکت این ماه من رو ببخشن.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 19:40  توسط میلاد  | 

بسم الله

تازگي ها من يه موضوعي رو فهميدم.

اون اينه که با کسي که در موقع تبادل نظر مي خواد نظرش رو به من تحميل کنه وارد بحث نشم.

براي خودم هم يه سري نشانه از اين طور افراد مطرح کردم. اونا اين ها هستند:

بلند شدن تدريجي تن صدا.

عصبانيت در چهره.

بهانه گيري در بحث.

و آخري مغلطه کردن,فرافکني و يا ساده تر منحرف کردن بحثه

اينم بگم من خودم هم قبلا اين چهار خصلت رو داشتم. (ولي الآن توي ترکم)

و الآن به نظرم اين طور بحث کردن عين ديکتاتوري.


توی این آشوب های اخیر این چهار خصوصیت رو توی کسانی که اسم خودشون رو گذاشتن معترض به وضوح دیدم.

هر کی هم که این پست من رو قبول نداره کاملا در اشتباهه و کلا هرچی من می گم درسته و حرف های دیگه دروغ و اشتباهه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 10:38  توسط میلاد  | 

بسم الله

يک ماه بود يکي از دوستام رو نديده بودم. نميدونستم کجاست. از برادرش که مي پرسيدم مي گفت: "سفره برمي گرده" ولي نمي گفت کجا.

بالاخره دو شب پيش برگشت و ديدمش.

گفتم: کجا بودي؟

گفت: کربلا!

باورم نشد تا اينکه عکس هاشون رو ديدم.

گفتم: چطور رفتيد؟  چرا اينقدر طول کشيد؟

گفت:چون پياده رفتيم.

گفتم: سخت نبود پياده رفتي؟

گفت: نه, تازه دوباره هم ميخوام برم.

توي دلم با خودم گفتم:"فکر مي کني پياده بودي اگه پياده بودي بعد از مسافت کمي خسته مي شدي مگه  آقا زائراشو پياده دعوت مي کنه تو پياده نبودي تو سوار سفيه عشقت به مولا بودي"


کربلا کعبه دل هاست خدا می داند            دیدنش آرزوی ماست خدا می داند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 10:33  توسط میلاد  |